ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

165

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

خواهيم برد . انگليسيان شرايط بسيار خوبى به اينها وعده داده بودند و اينها با هيچ تأخيرى ( شرط چند وقتى ) موفق نبودند . نخست عقيدهء اتلام را دربارهء اين قرارداد جويا شدند . سرانجام مولنغراف آنان را متقاعد ساخت كه يك بار ديگر دربارهء اين قرارداد بين خودشان بحث كنند و چون دير وقت است 10 فردا بار ديگر از نو گفتگو را آغاز كنند . اتلام همچنين از دست دو يوزباشى هرمزى كه در خدمت افغانان بودند يعنى مرتضى قلى بيگ و كلب على بيگ « 5 » در زحمت بود . اينان ديگر يوزباشيان هرمز را برانگيخته بودند تا دو فرستادهء شركت هلند را بازداشت كنند . اتلام فرستادگان را اندرز داد كه توجه داشته باشيد كه اگر نتوانستيد سران هرمز را به امضاى قرارداد با شركت هلند وادار كنيد دست كم كارى كنيد كه انگليسيان جائى را تصرف نكنند . در اين اثنا انگليسيان پس از توافق پنهانى با محمد صالح بيگ پادگان خود را از قشم فراخواندند . چون افغانان محمد صالح بيگ را ناگزير كرده بودند كه انجام اين كار را از انگليسيان بخواهد . هلنديان اعتقاد داشتند كه عقب نشينى انگليسيان تنها براى خاطر حفظ ظاهر بوده است . 11 در 18 اكتبر سران هرمز بامدادان پگاه به ديدار مولنغراف آمده نظر خود را تكرار كردند يعنى هلنديان ناگزير بايد پيش نويس قراردادى را كه آنها فراهم كرده بودند مهر كنند و گرنه آن را نزد انگليسيان خواهند برد . چون در قرارداد تملك جزيره و قلعهء آن را به شركت هلند واگذار كرده بودند با اينكه يك مادهء آن حفظ زمين‌هاى ميناب را هم به عهدهء هلنديان وامىگذاشت اينان آن را امضاء كردند . در واقع مولنغراف به اين قرارداد اعتقاد داشت چون به اتلام نوشت : « باور كردنى نيست كه ما قلعهء هرمز را با دادن پنجاه هزار تومان مالك مىشويم و حال آنكه ارزش واقعى آن حداقل ده هزار تومان بيشتر است ، هر چند ويرانه باشد . من بر اين باورم كه در مدت چهار

--> ( 5 ) - كلب علىخان ايشك آغاسى محمد صالح بيگ نايب بيگلربيگى بندرعباس بود .